گردهمايي ادواري اعضاي انجمن APEC با موضوع محوري
بررسي انواع فاينانس در قراردادهاي نفتي
مورخ 20/11/1387
گردهمایی اعضای انجمن روز یکشنبه بیستم بهمن ماه با حضور جمعی از اعضای انجمن و کارشناسان موسسه حقوقی دادبنیان گستر به منظور بررسی نحوه تامین مالی پروژه های صنعت نفت برگزار شد.
در این مراسم آقای مهندس ترابی، رییس هیات مدیره ضمن خیر مقدم و خوش آمد گویی به حضار یادآور شد با توجه به مشکلات ایجاد شده برای شرکت ها در راستاي کاهش بهای نفت، تاسیس صندوقهای تامین سرمایه گذاری از جمله راهکارهایی است که اخیرا از سوی دولت و فعالان بخش خصوصی صنعت نفت در حال پیگیری است. رییس هیات مدیره انجمن با پیشنهاد همکاری اعضا در تاسیس این صندوق اظهار امیدواری کرد که با تاسیس صندوق مذکور تحرکی در زمینه مالی برای فعالان صنعت نفت ایجاد شود. وی با اشاره به راه اندازی شرکت جدیدالتاسیس انجمن نيز اظهار امیدواری کرد که اعضای علاقه مند در آن سرمایه گذاری لازم را انجام دهند. آقای مهندس ترابی با تاکید بر استقبال دولت از افزایش سهم پیمانکاران داخلی در توسعه میادین نفتی، به جلسات برگزار شده توسط اعضای هیات مدیره انجمن با مسئولین شرکت مهندسی توسعه نفت ایران اشاره کرد و گفت حرکتی که اخیرا در جهت ایجاد توسعه فضای کاریابی برای شرکتهای داخلی و اعضای انجمن ایجاد شده حرکتی رو به جلو است و باید از این فضا بهره برداری کرد. به گفته رییس هیات مدیره در همین راستا جلسه ای با حضوربرخی از اعضای انجمن و مدیران شرکت متن (مهندسی و توسعه نفت) اوایل اسفند ماه به منظور تبادل نظر و بررسی راهکارهای حضور شرکتهای ایرانی در پروژه های نفتی برگزار خواهد شد. به گفته آقای مهندس ترابی در شرایط فعلی با توجه به رکود اقتصادی جهانی و به تبع آن بحرانهای اقتصادی منطقه باید اعضا همکاری بیشتری با یکدیگر داشته باشند تا راهکارهایی منطقی برای خروج از رکود یافت شود.
آقای دکترامام جمعه زاده، دبیر انجمن نیز درادامه مراسم با اشاره به سخنان جناب آقای مهندس جشن ساز معاون محترم وزیر نفت و مدير عامل شركت ملي نفت ايران و رئيس شورای سیاستگذاری اولین کنکره ملی توسعه نظام پیمانکاری در صنعت نفت گفت : طبق گفته مهندس جشن ساز برای تحقق اهداف برنامه پنجم توسعه، صنعت نفت نیازمند 120 میلیارد دلار سرمایه گذاری است که این مبلغ برای سال آینده رقمی حدود 24 میلیارد دلار برآورد شده است. وی با اشاره به فرمول فعلی تخصیص بودجه به شرکت ملی نفت ایران (3 درصد حاصل از فروش نفت برای توسعه پارس جنوبی، 11 درصد از تولید دریا، 5 درصد از تولید خشکی، 5 درصد از تولید میادین مشترک، عواید حاصل از فروش میعانات گازی و نفتا و فروش نفت کوره) گفت: با احتساب نفت بشکه ای 5/37 دلار، سال آینده بودجه ای حدود سه میلیارد و 800 میلیون دلار نصیب صنعت نفت ایران خواهد شد که با نیاز سرمایه گذری 24 میلیارد دلاری فاصله بسیار دارد. همچنین در صورت تصویب مجلس شورای اسلامی قرار است 5 میلیارد دلار از محل ذخایر بانک مرکزی در اختیار صنعت نفت قرار گیرد که عليرغم آن بدون شك صنعت نفت برای دستیابی به اهداف آتي با مشکل مواجه خواهد بود. آقای دکتر امام جمعه زاده با اشاره مجموع اخبار و اطلاعات موجود از صنعت نفت و اعتبارات مورد نیاز و تخصیصی گفت: بر اساس گزارشات، پروژه های صنعت نفت بدون سرمایه گذاری و فاینانس امکان اجرا ندارند؛ به خصوص اینکه منابع تخصيصي اغلب به مصرف پروژه های تامین بهره برداری مي رسد و کمتر مورد استفاده پروژه های توسعه ای قرار می گیرد. بنابراین بحث فاینانس پروژه ها از اهمیت به سزایی برخوردار است .
سپس دکتر امام جمعه زاده با اشاره به موضوع برگزاری گردهم آیی به بیان کلیاتی درمورد تامین مالی پروژه ها (Financing ) طبق چارت تهيه شده توسط ايشان پرداخت. به گفته دبیر انجمن در حالت کلی پروژه ها از دو طریق تعهدات سازمان (Corporate Finance) و یا تعهدات پروژه (Project Finance) تامین مالی می شوند که هر یک از این دو روش شامل انواع متعددی است. در روش تامین مالی براساس تعهدات سازمان ، سازمان مالک پروژه، عهده دار بازپرداخت تعهدات است و به طور طبیعی سرمایه گذار در این شرایط در ریسک پروژه شرکت نمی کند . تامین مالی از محل اندوخته سازمان ، افزایش سرمایه یا فروش سهام، انتشار اوراق قرضه یا اوراق مشارکت و استقراض و وامگیری (Finance) از جمله راهکارهای مورد استفاده در تامین مالی پروژه براساس تعهدات سازمان به شمار می رود که در بین راهکارهای فوق روش وامگیری با عنوان فاینانس بسیارمورد استفاده است. در این بخش پیمانکار بر اساس تضمین دولت (Govereing Finance) و یا تضمین شرکت (Structured Finance) قادر به دریافت وام می گردد. به عنوان مثال حدود 12 سال قبل زمانی که آقای نعمت زاده بحث فاینانس در پروژه هاي پتروشيمي را مطرح کردند بازپرداخت اعتبارات بر اساس تعهدات دولت تضمین می شد. بعد از چند سال ساختار تامین مالی پروژه ها تعییر يافت، به طوریکه وام گیرنده به اتکای وثایق و تعهدات خود تضمین کننده بازپرداخت تعهدات شد. در حقیقت این روش نوع دیگری از فاینانس است که وثایق و سرمایه وام گیرنده به عنوان تضمین بازپرداخت وام مورد پذیرش قرارمی گیرد.
به گفته دبير انجمن، يك گروه ديگر از روشهاي تامین مالی پروژه ها، تامین مالی براساس تعهدات پروژه (Project Finance) است .در این روش پروژه از محل درآمد ها باید بتواند منابع اخذ شده را پرداخت کند.در این مورد پروژه از سه طریق فاینانس می شود. این گروه، شامل روشهای مشارکت Partnering))، بازپرداخت از محل فروش محصول و بازپرداخت از محل بهره برداری از پروژه می گردد. در روش مشارکت برای تامین مالی پروژه پیمانکار شریک می گیرد و شریک تامین کننده مالی پروژه شده و به نسبت مشارکت، در ریسک پروژه نیز شریک می شود . مشارکتها یا از ابتدا حقوقی هستند وشركا در يك شركت با يكديگر همکاری می کنند و از ابتدا یک شرکت جدید حقوقی برای این همکاری تاسیس می شود. در حالت ديگر مشارکت مدنی بين شركت ها انجام مي گيرد که نیاز به تاسیس یک شرکت جدید حقوقی نیست و همکاری به صورت توافق بین دو طرف انجام می شود. در (Joint-Venture) بین شرکا حالت تضامنی برقرار است. این مشارکت می تواند حالت غیرتضامنی نيز داشته باشد که به کنسرسیوم معروف است .
در شرایطی که بازپرداخت اعتبار اخذ شده برای تامین مالی پروژه از محل فروش محصول انجام گیرد قراردهای بیع متقابل Buy-Back)) منعقد می گردد. در این نوع از مشاركت ها، تامین مالی بر اساس تعهدات پروژه است و سرمایه گذاردر ریسک پروژه شریک است .
وي افزود: در نوع آخر نیز بازپرداخت تعهدات ا زمحل بهره برداری از پروژه انجام می گیرد. در این نوع از قراردادها تامین کننده منابع مالی، پروژه را ساخته، به بهره برداری می رساند و پس از حصول اصل و فرع سرمایه، پروژه احداث شده را به صاحب اصلی که همان دولت است منتقل می کند. این روش بیشتر در پروژه هاي زیربنایی مورد استفاده قرار می گیرد و به قراردادهایی با عنوان كلي B.O.T)) موسوم است.
به گفته دبير انجمن با توجه به محدودیت های قانون اساسی، آنچه که در مجموعه صنعت نفت مورد استفاده قرار می گیرد نوع قراردادهای فاینانس (استقراض و وامگیری)و یا بیع متقابل (Buy-Back) است. در پروژه های پایین دستی مانند صنعت پتروشیمی نیز روش تامین مالی براساس تعهدات پروژه (Project Finance) از نوع مشاركتي مورد استفاده مي باشد.
آقای دکتر امام جمعه زاده پس از تشریح انواع روش های تامین مالی پروژه ها یادآور شد که نحوه تامین مالی پروژه در آینده از ضرورتهایی است که باید مورد توجه فعالان این صنعت قرار گیرد. در ادامه این جلسه آقای حسینی کارشناس حقوقی موسسه دادبنیان گستر به بیان توضیحاتی در خصوص مسایل مورد بحث پرداخت.
در ادامه این جلسه آقای حسینی کارشناس حقوقی موسسه دادبنیان گستر به بیان توضیحاتی در خصوص مسایل مورد بحث پرداخت.
آقاي حسيني معمول ترين روش تامين مالي پروژه ها در بخش بالادستي در ايران را روش Buy-Back خواند و گفت: قسمت عمده سرمايه گذاري هاي کشورها در بخش بالا دستي بر خلاف آنچه كه در ايران مرسوم است به انجام مي رسد. وي محدوديت هاي مصرح در قانون اساسي را دليل عمده تفاوت تامين مالي پروژه هاي صنعت نفت در ايران با ساير نقاط جهان دانست و گفت: طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، انفال جزو اموال عمومی محسوب مي شوند و بر همين اساس تصور مالكيت خارجي بر منابع زیر زمینی كاملاً منتقي است. در نتيجه طبق قانون اساسي، ايران به سمتي حركت كرده كه مالكيت منابع در اختيار دولت باقي بماند اما اين شيوه تامين مالي پروژه براي سرمايه گذار خارجي جذابيت چنداني ندارد. وي افزود : در دنيا امروزی اكثر قراردادهاي بخش بالا دستی نفت و گاز به صورت مشاركت در توليد منعقد مي شوند كه برای سرمایه گذاران خارجی داراي جذابیت هاي فراواني است. اين نوع قراردادها به عنوان قراردادهاي امتيازي مشروط شناخته شده اند كه تقريباً 80 درصد قراردادهاي تامين مالي كشورهاي اروپايي از جمله اتريش و انگليس از اين نوع قرارها محسوب مي شوند.
وي با اشاره به اهداف مورد نظر در قانون چشم انداز 20 ساله گفت: با توجه به اتكاي صنعت نفت به قراردادهاي Buy-Back و عدم جذابيت اين نوع قراردادها براي سرمايه گذار خارجي، دست يابي به اهداف مورد نظر در قوانين بودجه و چشم انداز 20 ساله در تامين مالي پروژه هاي نفتي، دور از انتظار به نظر مي رسد.
آقاي حسيني ضمن برشمردن معایب مختلف عدم پذيرش ايران در جمع كشورهاي سازمان تجارت جهانی، در شرايط حاضر این امر را دارای مزيتي چند براي شركت ها وپیمانکاران داخلي دانست و گفت: از آنجا كه ايران هنوز وارد فرآيند كلي جهاني سازي نشده، دولت قادر است براي بخش داخلي امتيازات ويژه و خاصي را پيش بيني كند. وي با اشاره به قانون استفاده از حداكثر توان داخلي گفت: اينكه 51 درصد پروژه بايد توسط نيروي داخلي انجام گيرد يكي از مزيت هايي است كه شركتهاي داخلي مي توانند از آن بهره مند شوند. وي افزود:در صورت پذيرش ايران در W.T.O طبق معيارهاي جهاني، بهره گيري از قوانيني مانند "استفاده از حداكثر توان داخلي" منتفي خواهد شد و بر همين اساس شرايط فعلي فرصت مغتنمي براي فعالان داخلي صنايع به شمار مي رود كه با ايجاد خوشه هاي صنعتي درصدد گرفتن قسمت بيشتري از پروژه های معظم خصوصا در بخش سود آور نفت و گاز باشند.
آقاي حسيني با اشاره به توان مالي محدود شركت هاي داخلي گفت: در دنيا امروز شركتها با استدلال تشكيل گروه قوي تر و تقسيم ريسك بين چند شركت به مشاركت و تشكيل (Joint Venture) روي مي آورند. براي جلوگيري از بروز مشكلات جدي مالي و وقفه در اجراي پروژه، دنيا به سمت تقسيم ريسك بين مشاركت كنندگان مختلف رفته و در اين شرايط تقسيم ريسك می تواند مدیریت ریسکهای مختلف پروژه ها را تسهیل نموده و خاصه از ورشكستگي و ایجاد وقفه فاحش در فرایند اجراي پروژه به طور جدي جلوگيري مي كند. بنابراين پيمانكاران مي توانند با اجراي قالب هاي مختلف مشاركت، توان عملياتي و تكنولوژيكي خود را افزايش داده و با تشكيل و ثبت يك شخصيت حقوقي جديد، ريسك پروژه را نيز كاهش دهند.
تشكيل شركت حقوقي جديد علاوه بر كاهش و تقسيم ريسك مي تواند اعتبار شركت ها را نزد بانك ها و موسسات مالی خارجي (بازار سرمایه بین المللی) نيز افزايش دهد.
در اين صورت اخذ اعتبار براي تامين مالي پروژه از بانك ها و موسسات خارجي نيز راحتتر خواهد بود. وي خطاب به فعالان صنعت نفت پيشنهاد كرد: پيمانكاران و شركتهاي فعال در صنعت نفت نيز مي توانند با تشكيل خوشه هاي صنعتي در تامين مالي و فاينانس پروژه ها موفق تر عمل كنند.
آقاي حسيني با اشاره به تامين مالي اغلب پروژه ها از بودجه عمومي دولت يا شركت ملي نفت و محدوديت منابع دولت در تامين اعتبار پروژه ها گفت: بنابراين قسمت عمده سرمايه پروژه ها بايد از طريق جذب سرمايه گذاران خارجي تامين شود. بر همين اساس است كه فاينانس از اهميت ويژه اي در اجراي پروژه ها برخوردار است.
در نوع قراردادهاي Public Finance دولت تامين مالي پروژه را به عهده مي گيرد و پس از انجام و اتمام پروژه از قبل عوايد پروژه، سود و اصل اعتبار مستهلک مي شود.
وي با اشاره به انواع فاينانس گفت: در نوع (Government Finance) نيز دولت پروژه را تامين اعتبار كرده و از طريق مناقصه، پيمانكار مجري پروژه انتخاب مي شود.
در حالت ديگري از تامين اعتبارات پروژه، دولت با استقراض از موسسات خارجي نسبت به تامين اعتبار پروژه اقدام مي كند.
به گفته آقاي حسيني (Corporate Finance) نوع ديگر تامين مالي پروژه است كه پيمانكار از محل منابع داخلي و يا مشاركت با شركت خارجي و تشكيل شركت جديد و ثبت حقوقي آن اقدام به تامين مالي شركت مي كند.
به گفته آقاي حسيني در نوع ( Project Finance ) منافعي براي شركت پيمانكار متصور مي شود. برخي از پروژه ها نيازمند به شراكت چند شركت با يكديگر هستند. در اين شرايط ضمن افزايش منابع، ريسك نيز بين چند شركت تقسيم مي شود. وي متذكر شد كه عوايد پروژه هاي بزرگتر قابل قياس با پروژه هاي كوچك نيست. در نتيجه انجام شراكت به منظور كاهش و تقسيم ريسك پروژه از راهكارهاي مطلوب به شمار مي رود.
اين كارشناس حقوقي با تشريح تفاوت كنسرسيوم با Joint Venture گفت : نكته قابل تامل در مورد مشاركت هاي كنسرسيومي آن است كه مشاركتهاي كنسرسيومي مي تواند در قالب شخصيت حقوقي مستقل و يا در قالب مشاركت مدني شكل بگيرد. اين در حالي است كه اگر فعاليت شما در قالب مشاركت كنسرسيوم تعريف شود، قانونگذار کماکان چنین مشارکتی را بموجب ماده 220 قانون تجارت ایران در قالب شرکت تضامنی مورد شناسایی قرار می دهد. وي متذكر شد: بنابراين بايد توجه داشته باشيد كه اگر قصد اجراي پروژه و تشكيل " مشاركت " داريد، می توانید با تشكيل شركت مستقل و ثبت آن، سازوكار مستقل و نه لزوما تضامنی براي فعاليت جديد تعريف كنيد. اين كارشناس حقوقي يادآور شد، در نظام حقوقي ايران در صورت بروز اختلاف بدون تشكيل شركت ثبت شده حقوقي، قانون شراکت شركا را در قالب شركت تضامني فرض كرده و شركا براي حل اختلاف و نحوه جبران خسارات ناشی از فعالیتهای مشارکتی با ابهام و مشكل حقوقي مواجه خواهند شد .
آقاي دكتر امام جمعه زاده، دبير انجمن نيز در توضيح اين موضوع ياد آور شد كه در قانون تجارت ايران كه قانوني قديمي است، موضوع مشاركت مدني مغفول واقع شده اما در قانون تجارت جديد كه طي 3 سال گذشته در مجلس شوراي اسلامي تحت بررسي است و پيش نويس آن نيز قبلاً از سوي شوراي هماهنگي تشكل ها در اختيار اعضا قرار گرفته، بحث مشاركت هاي مدني و انواع Joint Venture ها مورد توجه قرار گرفته است. در نتيجه در صورت تصويب و ابلاغ قانون جديد تجارت، احتمالاً تشكيل مشاركتهاي مدني نيز امكانپذير خواهد بود.
در ادامه مراسم آقاي حسيني با اشاره به اسپانسرهاي تامين كننده منابع مالي پروژه گفت: نحوه تامين مالي پروژه داراي انواع مختلفي است كه مي توان به چند نمونه از آن به شرح زير اشاره كرد.
- در شرايطي كه يك بانك يا موسسه در منافع و مضرات پروژه سهيم مي شود.
- موسسين با در نظر گرفتن سهام ممتاز اقدام به انتشار اوراق مشاركت يا قرضه مي كنند كه تامين مالي پروژه از محل فروش اوراق انجام مي گيرد. در اين شرايط خريداران اوراق قرضه در دريافت عوايد پروژه اولويت دارند.
- در شرايطي كه اموال شركت تضمين كننده و پشتوانه منابع مالي شده و براساس آن وام دريافت مي شود.
- در شرايط اجاره به شرط تمليك كه مالكيت وام دهنده بر اموال باقي مي ماند و پس از پرداخت كليه اقساط از سوي پيمانكار، مالكيت منتقل مي شود.
- در شرايطي كه پيمانكار مستقيماً براي تامين مالي زير ساختهاي پروژه با بانك وارد مذاكره شده و در قالب هاي ياد شده وام از بانك اخذ مي شود.
- فاينانس فوري و موقت نيز در شرايطي كه در مراحل اجراي پروژه نياز مبرم و فوري براي دريافت وام پيش آيد، بكار مي رود. سازوكار دريافت فاينانس نيز در هر يك از قالب هاي فوق مي گنجد.
- خط اعتباري نيز از ديگر راهكارهاي تامين مالي پروژه به شمار مي رود كه بانك بر اساس اعتبار شركت ( پيمانكار) و بررسي اموال و پروژه و... به شركت خط اعتباري اعطا مي كند.
اين كارشناس حقوقي در ادامه مراسم به تشريح اشكال مختلف اعتبار دهندگان پرداخت و گفت: اشخاصي كه مي توانند در تامين مالي پروژه بدون توجه به قالب مشاركت، شركت داشته باشند، نخستين شكل اعتبار دهندگان را تشكيل مي دهند. همچنين موسس يا مجري طرح كه از منابع خود مي تواند براي تامين مالي پروژه استفاده كند، بانك ها كه مي توانند از شركاي پروژه محسوب شوند، موسسات اعتباری غير بانكي و Joint Venture ها نيز مي توانند از ديگر اشكال اعتبار دهندگان باشند.
وي با تاكيد بر اهميت مديريت ريسك در بازار سرمايه گفت: دولت و فروش سهام در قالب اوراق مشاركت نيز از ديگر موارد تشكيل دهنده اعتبار دهندگان به شمار مي روند.
وي به موارد مورد نظر وام دهنده نيز اشاره كرد و گفت؛ تجربه مجريان طرح، قابليت تبديل به پول اموال شركت، نسبت بدهي به دارايي هاي شركت، سودآور بودن كل پروژه، اعتبار شركت كنندگان در پروژه، موارد لازمي كه در قراردادهاي تامين مالي پيش بيني مي شود، قراردادهاي Joint Venture و محدوديت ها و محروميت هايي كه در قرارداد براي شركا اعمال مي شود از جمله مواردي است كه وام دهنده براي اعطاي تسهيلات به آنها توجه مي كند.
اين كارشناس حقوقي شروط و مقرراتي را نيز كه بين وام گيرنده و وام دهنده پيش بيني مي شود به شرح زير خواند:
- در نظر گرفتن ميزان اعتباري كه به كل پروژه اختصاص داده مي شود.
- نحوه برداشت از خط اعتباري.
- سود متعلق به سهام ( اعتبارات) .
- برنامه و نحوه بازپرداخت اصل و سود اعتبار دريافتي.
در ادامه مراسم برخي از حاضران ، به طرح پرسش هايي در خصوص موضوع مورد بحث پرداختند. اساس اعطاي وام از سوي سيستم بانكي و نحوه دريافت وام از سوي كنسرسيوم ها يكي از سئوالات مطرح در جلسه بود كه آقاي حسيني در پاسخ به اين سئوالات مواردي را بيان كرد. به گفته اين كارشناس حقوقي بانك ها بر اساس نرخ پايه و نرخ ريسك، نرخ سود تسهيلات را محاسبه مي كنند. وي افزود: بانك ها براساس تضامين محل انجام پروژه، تراز مالي، گردش مالي سازنده، ارزش سهام شركت در بورس، بالانس ها، شفافيت هاي مالي در دريافت Credit و ريسك منطقه اي اقدام به اعطاي تسهيلات مي كنند.
وي در خصوص نحوه دريافت Credit از سوي كنسرسيوم ها نيز گفت:طبق قوانين اگر چند شركت به مشاركت اقدام كنند قادر به دريافت Credit نيستند چرا كه Credit به كنسرسيوم اعطا نمي شود و به شخصيت حقوقي اعطا مي شود.
وي يادآور شد كه با توجه به بحران جهاني و محدوديت هاي خاصي كه در ايران وجود دارد، جريان سيال سرمايه بين المللي به شكل لازم در كشور ما جاري نشده است. در عين حال، در حال حاضر نيز برخي از بانك هاي داخلي با مشاركت با بانكهاي خارجي در تامين اعتبار پروژه ها فعال هستند.
در ادامه يكي از حاضران در جلسه ضمن تشريح كنسرسيوم و نحوه فعاليت شركت ها در كنسرسيوم ها به همكاران يادآور شد كه اگر شركتي قصد فعاليت در قالب كنسرسيوم را داشته باشد، بايد شركت تضامني به ثبت برساند. وي متذكر شد " در صورت تشكيل چنين شركتي حتماً وثايقي را از شركا طلب كنيد كه قادر به تبديل به پول نقد شدن باشد و در دريافت وثيقه از هر يك از شركا كوتاهي نكنيد!"
وي متذكر شد در قراردادهاي فعلي، اعضاي مشاركت در مشاركت نامه داخلي يكديگر را نسبت به قصور خود بري الذمه مي كنند.
بدین ترتیب كه چنانچه هر يك از شركا موجب بروز خسارتي شد. خود وی مستقيماً مسئول جبران خسارت است. كارفرما نيز براي رجوع به دادگاه قادر به تشخيص طرف تخطي كننده خواهد بود.
به گفته اين عضو انجمن، با توجه به تجربيات، Joint Venture تنها براي زمانهاي فوري و اضطراري مفيد است. در شرايطي كه زمان كافي براي ثبت شركت جديد وجود نداشته و تشكيل Joint Venture ضروري مي شود.
لازم به ذكر است كه CD حاوي اطلاعات مربوط به انواع فاينانس ها و... در جلسه در اختيار حاضران قرار گرفت.