1389/06/19(Shamsi)
9/10/2010(Gregorian)
:LastUpdate 1389/06/17

.::

صفحه اصلی درباره ما سوالات مکرر نظرسنجی نقشه سایت تماس با ما

نام کاربر
کلمه عبور
كلمه عبور را فراموش کرده ام؟
عضويت در انجمن
بازگشت به صفحه مقالات

مقاله


عنوان:تحریم های آمریکا و دگرگونی های نظام بین الملل

توضيحات::

سال گذشته، ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا، در مجله فارین افیرز، ارگان این شورا، مقاله ای نوشت با عنوان "جهان بدون قطب".

این نوشته یکی از اندیشمندانه ترین مقاله های فارین افیرز در توضیح سمت و سوی تحولات بین الملل در سال های اخیر بود؛ همچنان که مقاله ساموئل هانتینگتون با عنوان "برخورد تمدن ها" در تبیین تحولات نظام بین الملل در دهه 90.
 
هاس در این مقاله با بررسی تحولات سیاسی و اقتصادی جهان و جایگاه آمریکا در شرایط جدید توضیح می دهد که جهان، نظام تک قطبی را پشت سر گذاشته و آمریکا جایگاهی را که در دوران پس از فروپاشی شوروی در اوایل دهه 90 میلادی به عنوان تنها قطب مسلط  به دست آورده بود، به میزان زیادی از دست داده است.

این مقاله همچنین از این جهت حائز اهمیت است که نشان می دهد نظام بین المللی به فاصله کمتر از بیست سال دگرگون شده است. یعنی اگر بگوییم که نظام موازنه قوا حدود یک صد سال و نظام دو قطبی 45 سال دوام آورد، نظام تک قطبی تنها 20 سال دوام آورده و اکنون جای خود را به نظامی داده است که هیچ قطبی بر آن مسلط نیست.
 
قصد آن نیست که نظام بین الملل و جایگاه هر یک از بازیگران به طور مشروح موشکافی شود اما غرض یادآوری این نکته است که به دلیل تغییراتی که در نظام بین الملل به طور اعم  و انرژی جهانی به طور اخص رخ داده است،  آمریکا قادر نخواهد بود تعیین کننده سمت و سوی تحولات باشد و به تبع آن نخواهد توانست تحریم احتمالی بنزین ایران را، آن گونه که در نظر دارد، به پیش برد.
 
ارزیابی سیاست های اوباما در فاصله صد روزی که از روی کارآمدن وی می گذرد نشان می دهد که "سیاست های تغییر" این کشور در زمینه شماری از مسائل انرژی از جمله در قبال اوپک، خود "در حال تغییر" اند و حتی نوعی بازگشت به گذشته را تجربه می کند؛ همچنان که به نظر می رسد در مورد تحریم های ایران.
 
با روی کارآمدن دولت اوباما عمده ترین سیاست های وزارت انرژی آمریکا توسعه انرژی های جایگزین، پیوند زدن سیاست ها ی انرژی به تغییرات آب و هوایی و کاهش قابل ملاحظه وابستگی آمریکا به واردات نفت از خاورمیانه اعلام شد و به این ترتیب بود که اوپک و سیاست های آن از دایره اولویت های وزارت انرژی آمریکا کنار گذاشته شد.

اما این سیاست های نو تنها به فاصله چند روز رنگ باخت و سیاست تغییر، تغییر کرد. موضوع از این قرار بود که استیون چو، وزیر انرژی دولت اوباما که از فیزیک دانان برجسته و برنده جایزه نوبل این رشته است، چند روز پیش از برگزاری نشست اوپک در روز 25 اسفند، طی یک نشست مطبوعاتی با اعلام این که اوپک در" حوزه مسولیت های شغلی اینجانب نمی گنجد"، بسیار شگفتی ساز شد. وی حتی تا آن جا پیش رفت که اعلام کرد از موضع دولتش در قبال تصمیم احتمالی اوپک در نشست 15 مارس (25 اسفند) در مورد کاهش دوباره تولید بی اطلاع است.

این اظهارات در تضاد آشکار با مواضع وزیران انرژی پیشین آمریکا بود که به طور معمول در آستانه نشست های اوپک با سفر به شماری از کشورهای عضو و یا صدور بیانیه و یا مصاحبه انتظارات خود را از نشست های اوپک اعلام می کردند.
 
اما سیاست تغییر آقای استیون چو در وزارت انرژی دیری نپایید . وی در فاصله دو روز مانده (13 مارس) به نشست اوپک با صدور بیانیه ای اعلام کرد:"وزرای نفت اوپک به هنگام برگزاری نشست روز یک شنبه و بحث و تبادل نظر در باره احتمال کاهش دوباره تولید، باید زیان قیمت های بالای نفت را برای اقتصاد جهانی در نظر بگیرند."

خبرگزاری رویترز در ادامه خبر خود به نقل از وزیر انرژی آمریکا آورده بود: "چو طی بیانیه ای که توسط وزارت انرژی انتشار یافت، خطاب به اعضای اوپک اعلام کرد: ما در مورد اهمیت حمایت از اقتصاد جهانی در برابر افزایش قابل ملاحظه بهای نفت که برای هیچ کشوری مفید نیست، به ارسال پیام های روشن و قاطع ادامه خواهیم داد."

به این ترتیب بود که وزیر انرژی اوباما پا جا پای ساموئل بادمن، وزیر انرژی دولت بوش گذاشت و سیاست هشدار را که پیش از این نیز رایج بود، از سرگرفت. این خود نشان آن است که احتمال تبدیل سیاست های ایده الیستی دولت آمریکا به نوعی ریالیسم وجود دارد.

اما نکته مهم تر این که عرصه انرژی جهانی نیز به اقتضای تبدیل جهان از نظام تک قطبی به جهان بدون قطب، به میزان زیادی تغییر کرده است.

برای مثال می توان پروژه خط لوله باکو – تفلیس – جیهان را به عنوان پروژه ای که اساس آن در دوران تک قطبی پی ریزی شد، با وضعیت این پروژه در حال حاضر که نظام بین الملل بدون قطب است، مقایسه کرد.

زمانی که پروژه باکو - تفلیس - جیهان طراحی شد، دولت حاکم بر ترکیه روابط کاملا نزدیکی با آمریکا داشت و از این رو سیاست انرژی آمریکا مبنی بر احداث این خط لوله منافع یکی از متحدان نزدیک این کشور را تامین می کرد. اما وضعیت ترکیه امروزه چگونه است؟ در ترکیه اسلامگرایان به قدرت رسیده اند و منافع ناشی از احداث این خط لوله نصیب دولتی می شود که سیاست خارجی مستقلی را در مقایسه با گذشته دنبال می کند.

وضعیت جمهوری آذربایجان نیز به تبع دگرگونی های نظام بین الملل، دگرگون شده و این کشور دیگر به روسیه به عنوان یک تهدید نمی نگرد. آن گونه که روند رویدادها نشان می دهد باکو در پی تحکیم روابط خود با کرملین و تسری روابط خود با مسکو در زمینه صادرات گاز و مشارکت دادن روزافزون شرکت های نفت و گاز روسیه در پروژه های خود است.

بی دلیل نیست که ام کی بهادرا کومار، دیپلمات هندی طی مقاله ای که اخیرا در باره انتصاب ریچارد مورنینگ استار به سمت نماینده ویژه دولت آمریکا در امور انرژی منطقه اوراسیا، نوشت؛ اعلام داشت که جمهوری آذربایجان برای حاکمیت  مجدد بر سرزمین هایی تحت سلطه ارمنستان در منطقه ناگونو قره باغ، به حمایت روسیه چشم دوخته است.

در تفلیس نیز به تبع دگرگونی های نظام بین الملل اوضاع به گونه ای دیگر است، زیرا روسیه به دنبال حمایت از اوستیا و آبخازیا و حمله به گرجستان، اکنون بر منطقه قفقاز و خط لوله باکو – تفلیس – جیهان، که  آمریکا تصور می کرد راهی است برای دور زدن روسیه ، تسلط بی چون و چرا دارد.

خط لوله نابوکو نیز در شرایط دگرگون شونده بین المللی حتی اگر از رویا به واقعیت بپیوندد، برای آمریکا و سیاست هایش در زمینه انرژی دستاوردی بیش از آن چه خط لوله باکو – تفلیس – جیهان دارد، نخواهد داشت.
 
غرض از آوردن این مثال ها در عرصه انرژی – در داخل آمریکا و خارج از آن- یادآوری این نکته است که نظام نسبتا سلسله مراتبی که در آن آمریکا از نفوذ بسیار زیادی برخوردار بود و به طور یکجانبه می توانست تصمیم های موثری اتخاذ کند، به سرآمده است.

در نظام کنونی که به گفته هاس قطبی بر آن حاکم نیست بازیگران فراوانی وجود دارند که فارغ از نفوذ آمریکا به ایفای نقش می پردازند و عرصه انرژی جهانی از این قاعده مستثنی نیست.

نويسنده::حشمت الله رضوی

تاريخ::1388/02/15


منبع :شانا